گمان رجحان دارد یا علم ؟ حتما همین طورست که شما فکر می کنید! ولی صورتی است که خلاف قاعده ی مذکور را بیان می کند وآن برتری ظن تفصیلی بر علم اجمالی است ،توضیح با یک مثال : وقتی سئوال از قبله میکنی، با یک جواب از مقابل، گمان حاصل می شه ، که نیاز به خواندن نماز به اطراف دیگر نیست ؛در حالی که خبر یه دونه ای محصولی جز گمان نمیده ؛و از طرفی می تونی به چار طرف نماز بخونی و علم بدست بیاوری ولی اجمالیه ،چرا که متعینا و تفصیلا کشف مجهولی حاصل نشده ، شما سیره ی علما را نگاه کنید با همه ی اقامه ی نافله ها نماز واجب خود را بیش از یک بار نمی خوانند در صورتی که عوامی هستند که شرایط را برخود سخت میکنند ... و تو خود ازاین مجمل حدیث مفصل بخوان!
سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را به فرزند بزرگوارشان بقیةالله الاعظم تسلیت عرض می نماییم
در کتاب شریف اصول کافی جلددوم آمده است :
محمد بن على بن ابراهيم بن موسى بن جعفر عليهما السلام گويد: كار ما سخت و دشوار گرديد، پدرم بمن گفت: با من بيا نزد اين مرد يعنى ابو محمد (امام عسكرى عليه السلام) برويم، زيرا از او جوانمردى شنيده مىشود، گفتم: او را ميشناسى؟ گفت: نميشناسم و هرگز او را نديدهام، سپس آهنگ او كرديم، پدرم در بين راه بمن ميگفت: چقدر احتياج به 500 درهم داريم. اگر بما بدهد 200 درهمش را براى پوشاك و 200 درهمش را براى بدهى و 100 درهمش را براى مخارج صرف ميكنيم، منهم با خود گفتم: كاش بمن هم 300 درهم بدهد كه با 100 درهمش الاغى بخرم و 100 درهمش براى خرجى و 100 ديگرش براى پوشاك باشد تا بكوهستان (همدان و اطرافش) بروم.
چون بدر خانه رسيديم، غلامش آمد و گفت: على بن ابراهيم با پسرش محمد در آيند، چون وارد شديم و سلام كرديم، بپدرم فرمود: اى على! چرا تا كنون نزد ما نيامدى؟ پدرم گفت: آقاى من! خجالت ميكشيدم با اين وضع بملاقات شما آيم، چون از نزدش بيرون رفتيم، غلامش آمد و بپدرم كيسه پولى داد و گفت: اين 500 درهم است كه 200 آن براى پوشاك و 200 آن براى بدهى و 100 آن براى خرجيت باشد. و كيسهئى بمن داد و گفت، اين 300 درهم است، 100 درهمش براى خريد الاغ و 100 درهمش براى پوشاك و 100 درهمش براى مخارجت باشد. و بكوهستان نرو، بلكه به سوراء برو.
او به سوراء رفت و با زنى ازدواج كرد و اكنون هزار دينار عايدى املاك دارد، با وجود اين واقفى مذهب است (يعنى هفت امامى است و عقيده دارد موسى بن جعفر عليه السلام نمرده و او امام قائم است) محمد بن ابراهيم گويد: باو گفتم: واى بر تو! مگر دليلى روشنتر از اين ميخواهى؟!! (كه امام يازدهم از دل تو آگاه باشد و بمقدار احتياجت بتو كمك كند) او گفت: اين امريست كه بدان عادت كردهايم (يعنى كيش و مذهب خانوادگى ماست)
دلم برای خودم تنگ شده...! چرا؟ برای اینکه به فکر خودم نیستم ، موضوع با اهمیت بسیار بالا ولی با حداقل توجه . چاره چیه؟ البته عرض کنم از خودخواهی نیستا، که اگر بود حال واحوالم به از این بود. آخر مشکل فقط شکم و مسائل پیرامونی آن که نیست چه بسا دل بهونه ی صاحب خویش را می گیره ولی متولی مربوطه دل غمین رو به یک سری اسباب بازی خوش کرده ، به قول قدیمیا در و تخته باید بهم جور باشند ،وقتی دل مسکن موجودی باشه و به غیر آن اجاره بدیم کار درست ودرمونی از آب در نمیاد و هزار گرفتاری ... .
باید چاره ای اندیشید ،
كاروان رفت وتو درخواب و بيابان درپيش كى روى ره ز كه پرسى چه كنى چون باشى
اربعين سيد الشهدا عليه السّلام مصادف با روز بيستم صفر است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت حسن عسگرى عليه السّلام روايت كرده:
نشانههاى مؤمن پنج چيز است: پنجاهويك ركعت نماز گذاردن، كه مراد هفده ركعت واجب، و سىوچهار ركعت نافله [مستحب] در هر شب و روز است، و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»
كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده: اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده، كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت اربعين به من گفت: هنگامىكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْهَاشِمِيُّ عَنْ جَدِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ «1» عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِذَا أُطِعْتُ رَضِيتُ وَ إِذَا رَضِيتُ بَارَكْتُ وَ لَيْسَ لِبَرَكَتِي نِهَايَةٌ وَ إِذَا عُصِيتُ غَضِبْتُ وَ إِذَا غَضِبْتُ لَعَنْتُ وَ لَعْنَتِي تَبْلُغُ السَّابِعَ مِنَ الْوَرَى
امام رضا عليه السّلام فرمود: خداى عز و جل بيكى از پيغمبران وحى فرمود كه:
هر گاه اطاعت شوم راضى گردم و چون راضى شوم بركت دهم و بركت من بىپايانست، و هر گاه نافرمانى شوم خشم گيرم، و چون خشم گيرم لعنت كنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.
الكافي ؛ ج2 ؛ ص275
کتاب زیبا و پرمحتوایی است خدا رحمت کند مولفش را ...
حافظ كه جهانبينىاش جهانبينى عرفانى است، وحدت را جانشين كثرت فلسفى، تجلّى را جانشين علّيّت فلسفى، و عشق و زيبايى را جانشين عقل و وجوب فلسفى مىكند و جهان را «جلوه يگانه زيباى على الاطلاق» مىداند چگونه ممكن است «خيّام مآبانه» و «بوالعلامآبانه» بينديشد؟! حافظ عنصرهاى سه گانه «وحدت»، «جلوه»، «زيبايى» را در جهانبينى عرفانى خويش در اين سه بيت از غزل معروف خود به نيكوترين و صريحترين شكلى بيان كرده است:
|
عكس روى تو چو در آينه جام افتاد |
عارف از پرتوى مى در طمع خام افتاد | |
|
حسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد |
اينهمه نقش در آيينه اوهام افتاد | |
|
اينهمه عكس مى و نقش نگارين كه نمود |
يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد |
امام موید نمی خواد بلکه مقلد می خواد ، شهید میثمی جواب زیبایی داد وقتی شنید کمونیستی از امام تعریف می کند راستی چرا برخورد منفعلانه ؟ حتی در مقابل وهابیت ! چرا که برنامه ی اصلیشان چنانچه از سخنان و خطبه هایشان هویداست هجمه ی شدیدی علیه علما و روحانیت شیعی است آنها شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام را به بهانه ها و شبهات مختلف تخریب می کنند که از پی آن اهل بیت عصمت و طهارت را مورد حمله قرار دهند وباز کینه ی دیرینه ی خود را به علی علیه السلام آشکار کنند ،علی کیست؟ به واقع در میان ما فرش نشینان علامه حلی را می طلبد که به الفین خود دوهزار از فضائل مولا را بیان و دل شیعه را شاد و نورانی کند و یا علامه امینی که به بیست جلد کتاب شریف الغدیرش از روایات اهل تسنن و اشعار ادبی و غیره ولایت امیرالمومنین را اثبات کند و صدها کتاب منقبت و فضائل دیگر. آیا باز هم نیاز به حمایتی چنین، از ما فرشیان نسبت به عرش نشینی چون مولا علی هست؟
خورشید که دفاع نمی خواهد وقتی نور وگرمایش عالمگیر است اگر چه دفاع مرحله ی نازله و راهیست در میان اهل مناظره ،برای اسکات خصم که از جدل استفاده کنند و در قسمتی از راه همراهی کنند و بعد از مشهورات و مقبولات دشمن علیه او استفاده کنند و گرنه هر دل پاک و مطهری لبالب از عشق علیست و چه زیبا سرود، دست پرورده ی خانواده ی ناصبی و در عین حال عاشق ولی سید حمیری :
کذب الزاعمون ان علیا لن ینجی محبه من هلکات
قدوربی دخلت جنت عدن وعفی لی الاله عن سیئاتی
تمام عالم را پلیدی گرفته باشد باز نام و فضائل امیرالمومنین عالمتاب است او نیازی به تعریف ندارد که مادح او خداوند است و بارها از او تمجید نموده و نامش را از نام خود مشتق نموده است .
وامروز در پی دفاع از نائبش نیاز به مویدات ما نیست که خود از عالم بالا حمایت می شود و کشتی انقلاب به رهبری او در مسیر خود در جریانست.
ان تنصرواالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
حال اگر به بهانه ای از علم ودرایت و رهبری خردمندانه ی ایشان ذکری به میان آورده می شود الگویی است که از باب تذکر برای خویشتن به تصویر می کشم و الا او هم در پی مقتدای خویش علمداری است که کوردلان را نصیب و بهره ای از مقام ایشان نیست ، به همین منظور شما را به مطالعه ی کتاب تداوم آفتاب از انتشارات موسسه ی جام جم دعوت می کنم تا با گوشه ای از زندگی ایشان آشنا شویم.
امامت وسیاست تاریخچه ای از دوران خلفا
ابو محمد عبد الله بن مسلم دينورى يكى از مؤلفان بزرگ و كثير التأليف سنّى مذهب قرن سوم هجرى است. وى هم متكلم و هم اديب بود. ابن قتيبه به سال 213 ه. ق در كوفه متولد شد.از سال 232 ه. ق كه متوكل و اعاظم مقربان وى از نظر سياسى تغيير عقيده دادند، ابن قتيبه به سبب آثار ادبىاش مورد مهر قرار گرفت. شايد آثارى مانند مقدمه وى بر ادب الكاتب بود كه نظر ابو الحسن عبيد الله بن يحيى بن خاقان وزير را به سوى او جلب كرد و موجب شد كه به ابن قتيبه منصبى واگذار كند. شكى نيست كه ابن قتيبه منصب قضاوت در دينور را كه در حدود سال 236 ه. ق به او تفويض شد مديون اين وزير بود. چنين مىنمايد كه تا سال 256 ه. ق در اين منصب باقى ماند. پس از سال 257 ه. ق ابن قتيبه همّ خود را صرف تعليم آثار خود در بخشى از بغداد كرد و تا پايان عمر، به سال 276 ه. ق، در آن جا به سر برد
ازجمله آثار او الامامة و السياسة است كه توسط آقاى سيدناصر طباطبايى ترجمه شده است اينجانب شما را به قسمتى از مطالب اين كتاب توجه داده و تامل شما را روى آن خواستارم
چگونگى بيعت على با ابو بكر
ابو بكر از كسانى كه همراه على بودند و از بيعت با او خوددارى كرده بودند پرسش كرد، هنگامى كه آگاه شد آنان در خانه على گرد آمدهاند، عمر را به سوى آنان فرستاد.